دراین مقاله برنامه‌ریزی مالی بطور کامل مورد بررسی قرار می‌گیرد. حتماً بارها و بارها برایمان اتفاق افتاده است که با کمبود پول برای مخارج روزانه‌مان مواجه شدیم و به این نتیجه رسیدیم که باید متناسب با بودجه‌ی خود، نیازمندی‌هایمان را اولویت‌بندی کنیم و برای خود برنامه‌ریزی مالی داشته باشیم. بودجه‌بندی ابزاری عالی برای رسیدن به اهداف مالی است و شما را در پرداخت بدهی‌ و ایجاد نظم در زندگی مالی‌ کمک می‌کند.
به‌طور مختصر برنامه‌ریزی مالی، فرآیند مدیریت پول برای دستیابی به رضایت اقتصادی است که کنترل موقعیت مالی را به ارمغان می‌آورد.
هر فرد و خانواده‌ای دارای موقعیت مالی منحصر به فردی است؛ بنابراین ضروری است فعالیت‌های مالی هر شخص، به صورت دقیق و شخصی، برنامه‌ریزی شود تا به نیازها و اهداف تعیین شده دست یابد.
به‌طور کلی موقعیت‌های زندگی، ارزش‌های شخصیتی و عوامل اقتصادی روی برنامه‌ریزی مالی شخصی اثر می‌گذارند آنچه که باید به آن توجه داشته باشید این است که هرچه زودتر به فکر یک برنامه‌ریزی جامع مالی باشید، در زندگی‌ به نتایج بهتری خواهید رسید. همچنین، برای افراد جوانی که به تازگی وارد بازار کار شده‌اند این ابزار می‌تواند بسیار کمک کننده باشد.

چه کسانی باید برای شما برنامه‌ریزی مالی کنند؟

واقعیت این است که هیچ‌کس به اندازه خود شخص اشراف دقیقی به نیازها یا ابعاد شخصیتی خود ندارد و هیچ کس بهتر از خود شما نمی‌تواند نسبت به مدیریت خرج خود تصمیم‌گیری مالی  داشته باشد. به‌عبارت دیگر تاثیر و اهمیت برنامه‌‎ریزی مالی برای شما، به میزان دخالت خودتان در انجام آن بستگی دارد.
برنامه‌ریزی مالی یک مهارت است و بهترین سن برای فراگیری آن دوران نوجوانی است. همه ما در سنین کودکی و نوجوانی نیاز به مشاوره و آموزشهای لازم در این زمینه داریم، زیرا از تجربه و دانش کافی برای تصمیم‌گیری پیرامون مباحث مالی برخوردار نیستیم. به همین ترتیب همفکری کردن با کودکان و نوجوانان در ارتباط با این مسائل می‌تواند وجهه تصمیم‌گیری در بحث مالی برای آن‌ها ایجاد کند و برگ برنده‌ای برای موفقیت آن‌ها در زندگی روزمره‌شان است.
از این‌رو سعی داریم تا با معرفی چند گام اساسی در پرورش این مهارت، همراه شما باشیم.

برنامه‌ریزی‌ مالی شامل چند مرحله می‌شود؟

به‌طور کلی برنامه‌ریزی مالی در پنج حالت انجام می‌شود:

۱. مدیریت دارایی

در این بخش از برنامه‌ریزی مالی، باید هر فرد اشراف دقیقی به دارایی‌ها و نیازهای خود داشته باشد. شرایط و نیازهای بشر دائما در حال تغییر است. اگر شخصی در حال حاضر از موقعیت مالی خوبی برخوردار است، به‌طور دقیق نمی‌توان انتظار داشت که در آینده نیز شرایط به همین منوال پیش برود و در صورت عدم مدیریت توسط شخص، امکان تغییر وضعیت مالی برای این شخص در آینده وجود دارد. به‌همین خاطر با آگاهی کامل از شرایط حال، هر شخص می‌تواند نسبت به تخصیص دارایی خود به مخارج اقدام کند. به‌بیان ساده‌تر، برنامه‌ریزی مالی به این شخص کمک می‌کند تا علاوه‎بر حفظ شرایط مالی خود؛ برای بهبود هرچه بیشتر تلاش کند.
بسیاری از سخنرانان انگیزشی بر این عقیده‌ هستند که حتی برای دارایی‌های تحت مدیریت خود نیز نباید از واژگان منفی استفاده کرد؛ زیرا در حس مدیریت شما بر دارایی‌هایتان تاثیر می‌گذارد. به این صورت که به‌جای گفتن جمله «پول ندارم» جمله‌ی «پولم را به بهترین شکل استفاده می‌کنم» به‌کار ببرید.

۲. تمرکز خود را بالا ببرید.

همه ما هدف‌های نامحدود و بزرگی در زندگی داریم؛ به‌عبارت دیگر، هدف‌گذاری مهم‌ترین نیرو محرکه زندگی هر شخصی است و به‌طور معمول با هیجان همراه است. به‌عنوان مثال در شروع سال جدید مملو از آرزوها و هدف‌های مختلف هستیم؛ لباس نو، گوشی جدید، یک سفر به‌یادماندنی و … . اما بهتر این است که با کنترل هیجان، تنها دو یا سه هدف قابل تحقق را انتخاب کنیم و با بودجه ریزی مالی به این اهداف دست پیدا کنیم.

۳. برنامه‌ریزی سرمایه‌گذاری

علاوه‌ بر در نظرگرفتن مخارج و بودجه‌ریزی مالی، سرمایه‎گذاری نباید فراموش شود. به‌بیان ساده‌تر، حداکثر کردن دارایی نیز باید در نظر گرفته شود. برای دست‌یافتن به هدف‌های بزرگ باید به راهی فکر کرد که سود را حداکثر کند. بسیاری از مردم که ریسک کمی برای سرمایه‌شان قبول می‌کنند، بانک را بهترین گزینه برای سرمایه‌گذاری می‌دانند. حال کسانی که ریسک‌پذیری بالاتری دارند سعی در افزایش سرمایه خود از طریق بورس، خرید و فروش کالا و فعالیت‌های دیگر دارند.

۴. برنامه‌ریزی بیمه

وقوع اتفاقات غیر قابل پیش‌بینی می‌تواند سلامت و عمر فرد و یا افرادی از خانواده را به خطر اندازد. استفاده از بیمه‌های متناسب نظیر بیمه پزشکی، بیمه بیماری‌های خاص، بیمه عمر و انواع دیگر بیمه، می‎تواند شرایطی آسان‌تر برای خروج از بحران‌ها را فراهم کند.

۵. برنامه‌ریزی و مدیریت بدهی

در این بخش، میزان درآمد، نقدینگی فرد و میزان تعهدات و بدهی‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد. آنچه که با دقت مورد بررسی قرار می‌گیرد، محل هزینه کردن و خرج کردن این مقادیر و نحوه بازپرداخت بدهی‌ها است. مهم‌ترین نکته‌ای که همه باید به آن توجه کنند این است که قرض یک نوع بدهی است و با برنامه‌ریزی دقیق باید نسبت به بازپرداخت آن اقدام کرد.

بسیاری از مردم تحت باورهای نادرست در ارتباط با برنامه‌ریزی مالی، نمی‌توانند به موفقت مالی دست پیدا کنند. اما واقعیت این است که برای داشتن یک شرایط مناسب مالی، نیاز به یک هوش تجاری قوی یا بودجه زیاد ندارید.

در زیر تعدادی از باورهای غلطی که در ارتباط با برنامه‌ریزی مالی میان مردم وجود دارد را بیان می‌کنیم:

۱. همیشه ریاضیم ضعیف بود!

برای برنامه‌ریزی مالی، تنها کاری که باید انجام بدهید جمع و تفریق است. درآمدها و هزینه‌های خود را بنویسید، جداگانه جمع بزنید و حاصل را از هم کم کنید. تمام شد! شما با داشتن این نتایج قادر به یک برنامه‌ریزی مناسب برای درآمد و هزینه‌های خود هستید.

۲. نمی‌توانم برنامه ماهانه داشته باشم!

بودجه‌ مالی داشتن یعنی اینکه بدانید پول از کجا وارد زندگی شما می‌شود و در کجا خرج می‌شود. برای مدیریت هزینه‌ها و بودجه‌ی خود می‌توانید از یک قلم و کاغذ استفاده کنید. در ابتدای بودجه درآمد خالص ماهانه‌ و در زیر آن هزینه‌های هر ماه را یادداشت کنید.

۳. وقت ندارم که بودجه‌ریزی کنم!

تنظیم ابتدایی بودجه شاید کمی زمان‌بر باشد. شما نه‌تنها باید تنظیم بودجه را یاد بگیرید بلکه باید هزینه‌ها و درآمدهای خود را نیز ثبت کنید. اما بعد از اینکه این مراحل را طی کردید دیگر برای به‌روزرسانی بودجه زمان زیادی نیازی ندارید. به‌خصوص اگر همه چیز را ساده نگه دارید.

۴. در هنگام برنامه‌ریزی گیج می‌شوم!

بودجه به شما کمک می‌کند تا آخر ماه از نظر مالی دوام بیاورید. به این صورت می‌توانید پول خود را صرف هر چیزی که خواستید بکنید بدون اینکه نگران پرداخت اجاره‌خانه باشید. اگر دوست دارید هر روز بیرون غذا بخورید اشکالی ندارد فقط این را در بودجه‌ی خود هم در نظر بگیرید. به این ترتیب مطمئن می‌شوید برای انجام آن، پول به اندازه کافی وجود دارد. اینکه بدانید چقدر پول خرج می‌کنید و چطور آن را خرج می‌کنید به شما کمک می‌کند تا اولویت‌های خود را مشخص کنید.

۵. از شنبه شروع می‌کنم!

اگر بودجه‌ریزی مالی شما برای مدت‌ها پیش است و از آن موقع تا حالا نگاهی به آن نکرده‌اید، واقعیت این است که اینگونه بودجه‌ریزی کردن فایده ای ندارد! وضعیت مالی باید به‌صورت روزانه و هفتگی مورد بررسی قرار گیرد و متناسب با نیازها و هزینه‌ها در برنامه‌ریزی تغییر ایجاد کرد. این نکته را در نظر داشته باشید که برای برنامه‌ریزی نیازی به شروع از روز اول هفته ندارید!

اگر قرار باشد یک نفر ارزش آموزش‌ پول به کودکان را به خوبی بداند، آن شخص کسی نیست جز وارن بافت. سرمایه‌گذار افسانه‌ای، قبل از اینکه مدیر عامل شرکت برک شایر هاتاوی شود، از سن ۶ سالگی بیزینس‌های کوچک زیادی را آغاز کرد. او بسته ۶ تایی نوشابه را به قیمت ۲۵ سنت می‌خرید و هر قوطی را به قیمت ۵ سنت به فروش می‌رساند، علاوه بر آن او خانه به خانه به دنبال فروش آدامس و روزنامه بود. در یکی از مصاحبه‌هایش در سال ۲۰۱۳ گفت: ” پدرم بزرگترین منبع الهام من بوده است. او به من آموزش داد که چگونه از سن کم عادتهای درست را در خودم پرورش دهم. آموزش پول و پس انداز کردن از مهمترین درسهایی بود که او به من داد.”
وقتی از او پرسیدند که به نظر شما بزرگترین اشتباه والدین در رابطه با آموزش‌ پول به فرزندان‌شان چیست؟ پاسخ داد: “گاهی وقت‌ها والدین تا زمانیکه فرزندشان به سن نوجوانی برسد صبر می‌کنند و این آموزشها را به تاخیر می‌اندازند. در حالی که آموزش‌ پول باید از سنین پیش‌دبستانی آغاز شود.”

فاکتوری به نام زمان

بله، درست متوجه شدید پیش دبستانی. در جهت تایید سخنان بافت باید افزود که دانشمندان کشف کرده‌اند ۸۰ درصد از رشد مغز تا سن ۳ سالگی اتفاق می‌افتد.

در تحقیقاتی که در دانشگاه کمبریج صورت گرفت، دانشمندان به این نتیجه رسیدند که کودکان در بین سنین ۳ تا ۴ سالگی قادر به فهمیدن مسائل ابتدایی مالی هستند.

و از سن ۷ سالگی به بعد رفتارهای مالی کودکان شکل می‌گیرد و پرورش میابد. بعضی از والدین از اهمیت آموزش پول به کودکان‌شان باخبر هستند و اندیشه‌ی بافت را تصدیق می‌کنند. اما باید بدانیم که بین دانستن و عمل کردن تفاوت بزرگی وجود دارد.

طبق نظرسنجی که در سال ۲۰۱۸ از ۱۰۱۴ نفر از والدین امریکایی ( دارای کودک ۸ تا ۱۴) و بیش از ۱۰۰۰نفر والدین ( دارای فرزند ۱۸ تا ۲۴ سال ) صورت گرفت، مشخص شد که تنها ۴ درصد از والدین آموزش مسایل ابتدایی مالی و آموزش پول را قبل از ۵ سالگی شروع کرده بودند. ۳۰ درصد از والدین این آموزش‌ها را تا بعد از ۱۵ سالگی به تعویق انداخته بودند و ۱۴درصد از آنها هم اقدامی جهت آموزش‌ پول به فرزند خود نکرده بودند.

درسهایی که بافت برای آموزش به کودکان توصیه می‌کند

در اینجا با تعدادی از این آموزش‌ها آشنا می‌شویم.

۱. داشتن تفکر انعطاف‌پذیر

هدف اصلی از این درس این است که به کودکان بیاموزیم هیچوقت به دلیل شکست تسلیم نشوند. تفکر خلاقانه و خارج از چارچوب نگاه کردن در طول مسیر حرکت به سوی چالشهای مالی به کودک کمک خواهد کرد.

فعالیت‌های پیشنهادی:

  • کودکانتان را به موزه‌های هنری ببرید و در مورد انواع مختلف طراحی و نقاشی با آنها صحبت کنید. سپس آنها را به خلق نقاشی تشویق و برایشان ابزارهای مختلف هنری تهیه کنید.
  • از وسایل دور ریختنی به عنوان یک چالش برای کودکانتان استفاده کنید و از آنها بخواهید که برای آنها کاربرد دیگری بیابند. با استفاده از این راه نحوه‌ی تفکر خلاقانه به آنها آموزش داده میشود.

۲ . چگونه پس انداز کردن را آغاز کنیم؟

قبل از آموزش‌ پول و چگونگی مدیریت پول به بچه‌ها، ابتدا باید تفاوت میان نیاز و خواسته را به آنها بیاموزیم.

فعالیت‌های پیشنهادی:

  • به فرزندتان ۲ قلک بدهید یکی برای پس انداز و دیگری برای خرج کردن. هر وقت که پول دریافت می‌کند از او بپرسید که چه برنامه‌ای برای آن دارد، می‌خواهد آنرا پس انداز کند یا آنکه قصد خرید چیزی را دارد؟؟!
  • از او بخواهید لیستی از وسایلی که دوست دارد داشته باشد را تهیه کند (تعداد ۵ تا ۱۰)، سپس به کمک هم مشخص کنید که این وسایل مورد نیاز اوست یا خیر.

 

۳. چگونه تفاوت میان قیمت و ارزش را متوجه شویم؟

تفاوت میان قیمت و ارزش یکی دیگر از مباحث مرتبط با آموزش‌ پول می‌باشد. خیلی وقتها پول هنگفتی را برای خرید وسایل مارک‌دار هزینه می‌کنیم در حالی که می‌توانستیم همان وسایل را با کیفیتی قابل قبول و قیمتی ارزان‌تر خریداری کنیم.

در این بخش کودکان متوجه می‌شوند که افراد و فروشگاههایی که تبلیغات بیشتری می‌کنند باعث می‌شوند ما کالا یا خدمت آنها را بخریم. باید سعی کنیم نحوه ارزش‌گذاری را به بچه‌ها آموزش دهیم. مثلا برای آموزش می‌توانیم بگوییم آیا این وسایلی که خریداری شده‌اند ارزش خرید دارند یا خیر و آیا عملکرد آن همانطور که انتظار داشته‌ایم می‌باشد ؟!

فعالیت‌های پیشنهادی:

  • از وسایل مورد نیاز خود لیستی تهیه و قیمت آنها را با کودک خود در سایت‌ها ، روزنامه‌ها و…… بررسی کنید و ببینید که کدام یک از آنها دارای تخفیف است.
  • قیمت‌ها را مقایسه کنید و ببینید کدام فروشگاه پیشنهادات به صرفه‌تری دارد.
  • همراه فرزندتان یک مجله بردارید و یکی از تبلیغات آنرا انتخاب کنید و از آنها سوالات زیر را بپرسید:
  • چه چیزی برای فروش تبلیغ شده؟ چه ویژگی در این تبلیغ باعث جلب توجه می‌شود؟ چه حسی را در شما به وجود می‌آورد؟ این تبلیغ چگونه بیننده را متقاعد به خرید می‌کند؟

۴. چگونه تصمیم‌گیری درست داشته باشیم؟

مفهوم دیگر در آموزش‌ پول تصمیم گیری درست می‌باشد. بزرگترین کلید در گرفتن تصمیمات درست این است که به این فکر کنیم هر انتخاب بر تصمیم ما چه اثری می‌گذارد.

فعالیت‌های پیشنهادی:

  • پیشنهاد بافت: برای فرزندانتان یک الگوی خوب تصمیم‌گیری باشید وبا آنها درباره‌ی تصمیماتی که می‌گیرید صحبت کنید.

برای مثال: قصد خرید تلویزیونی را دارید اما کولر گازی شما هم خراب است و برای تعمیر آن به پول نیاز دارید. تصمیم درست این است که ابتدا کولر را تعمیر کنید و سپس درباره‌ی خرید تلویزیون فکر کنید، کودکتان را با این نوع  الویت‌بندی آشنا کنید.

 

  • کودکانتان را به گرفتن تصمیمات درست مانند پس‌انداز پول عادت دهید. برای مثال فرزندتان میخواهد یک دی  وی دی خریداری کند، از او بپرسید که آیا نیاز به خرید آن هست در حالی که میتوان آن را اجاره کرد.

هیچوقت نگویید زود است

این جمله‌ را وارن بافت در سال ۲۰۱۳ در یک مصاحبه بیان کرد. عادت‌های سالم مربوط به آموزش‌ پول یکی از مهمترین چیزهایی است که در موفقیت فردای فرزندان تاثیر می‌گذارد.

ارزش پول و تشخیص نیازها و خواسته‌ها از جمله  مواردی هستند که هر کودکی از سنین کم با آنها رو در رو می‌شود پس بهتر است که ما در فهم آنها به بچه‌ها کمک کنیم.

می خواهم در مورد نحوه ثبت نام دوره تفکر اقتصادی کودکان بدانم.

موضوع آموزش پول به کودکان یکی از موضوعات مهمی است که کمتر به آن توجه شده‌است. اگر نگاهی به بخش هزینه‌های منزل بیندازیم متوجه مقدار هزینه‌ای که بابت خواسته‌های بچه‌ها صرف می‌کنیم خواهیم شد و این هزینه‌ها نشان دهنده نقش بچه‌ها در اقتصاد خانواده می‌باشد. آیا می‌توان به وسیله آموزش سواد مالی به کودکان مقداری از این هزینه‌ها را کاهش داد؟

نقش والدین در آموزش پول

 در کلاسهای سواد مالی هنگام بحث‌های کلاسی از صحبتهایی که بچه‌ها در کلاس می‌کنند متوجه می‌شوم که برخی والدین اهمیتی به آموزش مفاهیم مرتبط با پول به بچه‌ها نمی‌دهند و حتی فراموش کرده‌اند که به عنوان الگو برای فرزندان خود هستند. نکته‌ای که باید به آن توجه داشت این است که عملکرد ما به عنوان والدین در ایجاد اولین طرح‌واره‌های ذهنی آنها بسیار اثر گذار است، همچنین بچه‌ها بسیاری از عادتها و رفتارهای مالی را از والدین خود می‌آموزند.

 دانش‌آموزان در کلاس بسیار به عملکرد والدین خود در امور مالی اشاره می‌کنند و این نشان‌دهنده توجه آنها به نحوه رفتار و شیوه برخورد پدر و مادر خود با پول و مسائل مالی و اقتصادی می‌باشد.  لازم است بدانیم  آموزش‌هایی که ما بطور غیر مستقیم و ناخودآگاه به کودکان انتقال می‌دهیم در نحوه‌ی رفتار آنها در آینده بسیار اثرگذار خواهد بود پس لازم است در عملکرد و رفتار خود دقت بیشتری داشته باشیم.

به نظر بسیاری از والدین ضرورتی وجود ندارد که در مورد پول با بچه‌ها صحبت شود در صورتی که ما انسانها هر روز با پول سروکار داریم و مسائل اقتصادی جزو جدایی ناپذیر زندگی ماست، ولی متاسفانه نه در مدرسه و نه در منزل کسی در این رابطه آموزشی به ما نمی‌دهد و دانشی در رابط با آن نداریم

به راستی از چه سنی می‌توان این آموزشها را به کودکان شروع کرد؟

از سنی که بچه‌ها نسبت به پول کنجکاو می‌شوند می‌توان آموزشهای مرتبط با سواد مالی و اقتصادی را برای آنها آغاز کرد. بطور کلی می‌توان دسته‌بندی زیر را برای این آموزشها در نظر گرفت:

پنج تا هفت سالگی

  آموزش مباحث سوادمالی برای کودکان هرچه زودتر و در سنین بایین‌تر آغاز گردد می‌تواند اثرات بلندمدت‌تری را در زندگی آنها داشته باشد. برای آموزش این مفاهیم والدین می‌توانند هنگامیکه بچه‌ها را با خود به فروشگاه می‌برند و خرید می‌کنند در مورد پول و نحوه پرداخت آن با آنها صحبت کنند و در مورد خریدهای روزانه خود به آنها توضیح دهند و آنها را با ارزش پول آشنا کنند.

در این سن به منظور آموزش ارزش پول، دادن پول تو جیبی به آنها را می‌توان آغاز کرد ولی چون آنها هنوز در ابتدای راه هستند و توانایی مدیریت پول را ندارند بهتر است در مورد کنترل پول و نحوه خرج کردن آن سخت‌گیری نشود و تنها بر کار آنها نظارت کرد و راهنمایی‌های لازم را به آنها ارائه داد.

 هفت تا ده ‌سالگی

در این سن می‌توان به بچه‌ها به تعویق انداختن خواسته‌ها را آموزش داد تحقیقات نشان می‌دهد کودکانی که می‌توانند صبر کنند و خواسته‌های خود را به تعویق بیندازند در آینده موفق‌تر خواهند بود. به عنوان مثال برای آموزش این مفهوم می‌توان به آنها کمک کرد که هدفی را برای خود تعیین و برای رسیدن به آن هدف برنامه ریزی  و تا رسیدن به آن صبر کنند.‌

یازده تا چهارده ‌سالگی

در این سن ممکن است بچه‌ها تصور کنند که چون پدر و مادرشان سرکار می‌روند و حقوق می‌گیرند پس ثروتمند هستند و از اینکه والدین پول کافی به آنها اختصاص نمی‌دهند ناراحت می‌شوند. برای اینکه بتوان این باور را در بچه‌ها اصلاح کرد می‌توان در مورد هزینه‌های منزل به آنها اطلاعاتی داد. مثلا قبض‌هایی که باید پرداخت شود را به آنها نشان داد در این حین می‌توان مسئولیت‌هایی را نیز به آنها سپرد. مانند پرداخت قبض‌ها. در این میان پدر و مادر باید به این نکته توجه داشته باشند که در هنگام صحبت کردن با او در مورد هزینه‌ها آرامش خود را حفظ کنند و نگاه مثبت داشته باشند.

 

 

در این مقاله می خواهیم به جنبه های مختلف تصمیم‌گیری مالی بپردازیم. ما هر روز با تصمیم‌گیریهای مختلفی در زندگی مواجه هستیم یکی از این تصمیم‌گیریها، تصمیم‌گیری مالی است. آیا تا به‌حال تلاش کرده‌اید که اندامی مناسب داشته باشید؟ احتمالا می‌دانید که برای داشتن یک اندام مناسب فرمول عجیب و غریبی وجود ندارد و تنها لازم است آنچه را که می‌دانیم با نظم اجرا کنیم. در مورد سلامت مالی هم تفاوتی وجود ندارد.

 تصمیم‌گیری مالی چیست؟

تصمیم‌گیری مالی پروسه‌ای است که در آن مزیت‌ها و مضرات تصمیم‌های مربوط به استفاده از پول سنجیده می‌شود. به نظر راحت می‌رسد نه؟ اگر نگاهی به حساب بانکی و سرمایه‌گذاری‌هایی که تا به حال کرده‌اید بیندازید می‌توانید ارزیابی از عملکرد خود داشته باشید و بگویید در این امر خوب عمل کرده‌اید یا خیر. اگر به ثروتی رسیده‌اید یا اگر با شکستی مواجه شده‌اید، هر دو حالت نتیجه تصمیماتی است که در زندگی گرفته‌اید.

مانند هر چیز با ارزشی که در زندگی می‌خواهیم برای تصمیم‌گیری مالی خوب نیز باید ابتدا اهداف خود را بشناسیم. سپس برای رسیدن به اهداف برنامه‌ریزی کنیم. برنامه‌ریزی به ما کمک می‌کند کنترل فعالیتهای روزانه خود را داشته باشیم و به کارهایی بپردازیم که در طول زمان به نتیجه منجر می‌شوند.

بسیاری از ما تمایل داریم بگوییم که در تصمیم‌گیری‌مالی بطورمنطقی رفتار می‌کنیم. در صورتی که به سختی امکان‌پذیر است که یک نفر در تمام موارد منطقی باشد. ما انسانها احساسی آفریده شده‌ایم پس باید به یاد داشته باشید که هنگام تصمیماتی مانند خرید از خود سوال کنید چرا؟ چرا می‌خواهم ماشین جدید، خانه و کفش فلان برند را بخرم؟  سوال دیگر اینکه این خرید نیاز است یا خواسته؟ اشکالی ندارد که خریدی را بخاطر اینکه خواسته ماست انجام دهیم اما خواسته‌های گران قیمت را باید تا زمانیکه از نظر مالی در وضعیت خوبی قرار داشته باشید به تعویق بیندازید.

در هنگام تصمیم‌گیری مالی آگاه باشید و ببینید تحت تاثیر چه کسی قرار گرفته‌اید. گاهی ممکن است صحبت دوستان باعث شود تصمیمی را بگیرید و گاهی تبلیغات تلویزیون یا دیدن وسیله‌ای در رسانه‌های اجتماعی موجب می‌شود خریدی را انجام دهید. 

 رسانه‌های اجتماعی چه تاثیری در تصمیم‌گیری مالی دارند؟

گاهی تصور می‌کنیم آنچه را که در رسانه‌های اجتماعی می‌بینیم واقعی است و بسیاری از تصمیم‌گیری‌مالی خود را تحت تاثیر آنها انجام می دهیم. باید توجه داشته باشیم مردم در رسانه‌های اجتماعی تمایل دارند بهترین وجه زندگی خود را در معرض دید قرار دهند اگر باور نمی‌کنید فقط کافیست اینستاگرام خود را باز کنید چه می‌بینید؟ چند نفراز جر و بحث‌های زناشویی و شکست‌های خود عکس می‌گذارند؟ کمی در اینستاگرام چرخی بزنید آیا کسی را پیدا می‌کنید؟ مطمئن باشید تعداد کمی را پیدا خواهید کرد. اکنون به آمار افرادی که کادوی زیبا و گران قیمتی به مناسبت تولد هدیه گرفته‌اند و در صفحه به اشتراک می‌گذارند نگاهی بیندازید متوجه می‌شوید که این افراد کم نیستند. آنچه که باید به آن توجه داشته باشید این است که بسیاری از مواردی که در رسانه‌ها می‌بینید غیر واقعی هستند پس قطعا نمی‌توانند برای تقلید مناسب باشند. گاهی ما تحت تاثیر همین رسانه‌ها سرمایه‌گذاری را شروع می‌کنیم، ولی قبل از سرمایه‌گذاری باید به چند نکته توجه داشته باشیم.

چگونه سرمایه‌گذاری کنیم؟

 

در سرمایه گذاری آگاهانه تصمیم بگیریم

سرمایه‌گذاری خوب مانند خرج کردن پول است و با تصمیم‌گیری مالی آگاهانه شروع می‌شود. باید بدانیم که تصمیم‌گیری مالی موفق به ذهنیت عاطفی و روانی سرمایه‌گذار بستگی دارد. کسی که می‌خواهد سرمایه‌گذاری خوبی انجام دهد لازم است بداند که انرژی خود را بیشتر باید برای مدیریت زمان صرف کند تا مدیریت پول. اگر به فرایند سرمایه‌گذاری نگاهی بیندازیم مشاهده می‌کنیم یادگیری و مدیریت سرمایه‌گذاری بخش آسان کار است، قسمت سخت کار پیاده‌سازی آن روشهاست. اگر در هنگام پیاده‌سازی بتوانیم رفتار منطقی داشته باشیم و از رفتارهای احساسی دوری کنیم می‌توانیم در سرمایه‌گذاری بازدهی خوبی بدست آوریم.

دید بلند مدت داشته باشیم

در بازارهای مالی باید با دید بلند مدت به سرمایه‌گذاری نگاه کرد و با برنامه ریزی ۵ تا ۱۰ ساله می‌توان استرس خود را در این مسیر کاهش داد. در این فرآیند باید توانایی فیلتر کردن اطلاعات را داشته باشیم و بدانیم همه اطلاعات مفید و کاربردی نیستند. حتی برعکس گاهی اطلاعات اضافی می‌تواند عملکرد منفی داشته و برای فرایند تصمیم‌گیری مالی مضر باشد.

در سرمایه گذاری از احساسات دوری کنیم

 گاهی سرمایه‌گذاران تحت تاثیر اخباری مانند افزایش یا کاهش قیمت نفت، کاهش درآمد شرکت ایکس و کاهش یا افزایش ارزش بورس قرار می‌گیرند و براساس آنها تصمیم‌گیری مالی خود را انجام می‌دهند و خرید و فروش می‌کنند. تقریبا می‌توان گفت اکثر این اطلاعات اگر برنامه بلند مدت داریم اهمیتی ندارند. بطور کلی این اطلاعات نباید پایه و اساس سرمایه گذاری باشند و باید توجه داشت که خرید و فروش خود را برپایه احساسات قرار ندهید. به این نکته توجه داشته باشید که گاهی تصمیم نگرفتن، خود یک تصمیم و نوعی استراتژی است و می تواند قسمتی از یک تصمیم‌گیری مالی خوب باشد. به دیگران اجازه ندهید که به جای شما فکر کنند. به طور کلی هر فرد باید خود آنالیزی از وضعیت داشته باشد و براساس آن برنامه‌ای را بنویسد و به آن پایبند باشد.

با خرید و فروش هیجانی کسی ثروتمند نمی‌شود. هنگامی می‌توانید از سرمایه گذاری ثروت بدست آوردید که تصمیم‌گیری مالی شما قابل اتکا باشد و به برنامه خود پایبند باشید و اجازه دهید قدرت مرکب سازی سود برای شما کار کند. اگر از این روش سرپیچی کنید و در انجام آن با شکست مواجه شوید بازار سهام می‌تواند گزینه گران قیمتی باشد و مطمئنا به خاطر تفریح وارد بازار سهام نشده‌اید.

 

سه سوال که هنگام سرمایه گذاری باید از خود بپرسیم:

آیا این مطلبی که می‌خوانم با استراتژی سرمایه گذاری من مرتبط است؟

اگر من این اطلاعات را نمی‌شنیدم این سهام را می‌خریدم یا می‌فروختم؟

آیا من اجازه می‌دهم اطلاعات نامرتبط بر تصمیم گیری مالی من اثر بگذارد؟

تاریخچه پول و مبادله کالا به کالا

یکی از بخش‌های جدایی‌ناپذیر در تبادل‌های مالی و حتی زندگی روزمره، استفاده از پول است. شاید برایتان جالب است که بدانید، ظهور پول در مراوده‌های روزمره و تجاری از کی و چگونه در زندگی مردم وارد شده است. در این مقاله، نگاهی کلی به مسیر پیدایش پول داریم.

پول نوعی ابزار اعتباری برای تبادل کالا و خدمات است که به‌تدریج جایگزین تبادل کالا به کالا شده است. در حقیقت، پول از ابتدا به شکل کاغذی امروز نبوده و شکل‌های متفاوتی را به خود گرفته است. به عبارت دیگر، در گذر زمان حکومت‌ها شروع به ایجاد شکل دیگری از پول کردند که دارای ارزش ذاتی است.

در سال‌های بسیار دور انسان‌ها برای تداوم حیات، اقدام به شکارو تولید می‌کردند تا نیازهای شخصی خودرا پاسخ دهند. گستردگی نیازهای بشر باعث شد تا بسیاری از انسان‌های آن زمان، نتوانند نیازهای خود را با زور و شکار به‌دست بیاورند. در نتیجه به مبادله کالاهای تولیدی یا شکارهای خود پرداختند.

مبادله کالا به کالا و ایرادهای آن

قبل از پیدایش سکه و یا وسیله‌ای تحت عنوان پول، مردم برای تامین نیازهای روزمره‌ی خود به مبادله‌ی کالا به کالا روی می‌آوردند. در بسیاری از مناطق، مبادله کالا به کمک یک کالای واسطه‌ای که مورد قبول طرفین بود، انجام می‌شد که با توجه به موقعیت جغرافیایی سرزمین‌ها مشخص می‌شد. برای مثال، صدف در سرزمین‌های ساحلی به خصوص در سواحل اقیانوس هند، گندم در مراتع حاصل‌خیر، و گوسفند و گاو در مراتع معندل و کوهستانی به عنوان معیار استفاده می‌شدند که بازهم در این مورد دو ایراد اساسی وجود داشت. به عبارت دیگر، از آنجاکه این کالاهای واسطه قابل تقسیم نبودند، مانع از از انجام معامله‌های کوچک می‌شد. همچنین به علت حجم زیاد و ارزش کم یا فسادپذیری، امکان ذخیره‌سازی برای استفاده در مصارف بعد وجود نداشت.

در دادوستدهای اولیه و معاوضه دو کالا با هم، بدون تعیین ارزش و معیاری برای سنجش صورت می‌گرفت که عدم تناسب جنس دریافتی و پرداختی را به‌همراه داشته است. برای مثال، شخصی جهت خرید یک قرص نان، شکار یا دام خود را باید پرداخت می‌کرد که این به‌خودی‌خود از اصلی‌تربن مشکل‌ها در مسیر تبادل کالا به کالا بوده است. چرا که ارزش دو کالای مورد معامله، با هم بسیار تفاوت داشت.

علاوه‌بر مشکل‌های بسیار،این رونددر تمامی کشورها تا مدت طولانی ادامه داشت و به سرعت جای خود را در بین مردم پیدا کرد. همانطور که پیشتر اشاره شد، در این نوع مبادله معیاری برای سنجش ارزش کالا وجود نداشت و در نتیجه، بشر به‌دنبال راهی برای معامله عادلانه بین طرفین بوده است که علاوه بر تناسب، سادگی معامله را نیز به‌همراه داشته باشد تا اینکه به تدریج، بحث مبادله غیر مستقیم کالا به کالا با توجه به ارزش هر جنس به وجود آمد. همین موضوع، مبنایی بر پیداش پول شد.

 

پیدایش پول فلزی

با توسعه تجارت و تولید کالاهای گوناگون، فلزهایی نظیر طلا، نقره، مس و آهن که ارزش نسبی قابل قبولی در میان عامه مردم داشتند، به عنوان معیاری برای تبادل‌ کالا در میان مردم در نظر گرفته شدند. به عبارت دیگر از بین فلزها، طلا و نقره که وجه تمایز بیشتری نسبت به فلزهای دیگر داشتند، به عنوان پول مورد استفاده قرار گرفتند.

در ارتباط با مشکلاتی که به دنبال مبادله‌ی کالا به کالا به وجود آمده بود، حاکمان مملکت راه‌حل‌های متفاوتی را ارایه دادند؛ در ابتدا برای رونق بخشیدن به تجارت و داد و ستدها، به تدریج طلا و نقره‌ را به شکل سکه ضرب کردند و سپس آن‌ها را با نام و نشان خود و در قلمرو حکومت خودرواج دادند. به عبارتی هر کشور در آن زمان، سکه‌ی طراحی شده‌ی مخصوص به خودش را داشت و آن را مشخصه‌ی فرمانروایی خود اعلام می‌کرد.

با اکتشاف‌های اخیر، مشخص شده است که تاریخ ضرب سکه جهت استفاده در داد و ستد، به پنج هزار سال قبل باز می‌گردد. شاید برایتان جالب باشد که بدانید اولین سکه‌ای که در ایران ضرب شد، به دوره حکومت داریوش برمی‌گرددکه نامش «دریک» بود.

بخش بزرگی از تاریخچه پول به سکه‌های فلزی اختصاص دارد که هزاران سال به عنوان پول رایج، مورد استفاده قرار می‌گرفتند. در حقیقت طلا و نقره انقلابی را در تبادل‌های روزمره مردم آن زمان ایجاد کردند؛ سکه‌های ساخته شده از طلا و نقره، بسیار مورد توجه مردم قرار گرفته بودند؛ زیرا مردم می‌دانستند که این فلرها کمیاب هستند و در مجاورت هوا وزن آن تغییری پیدا نمی‌کند. مهم‌تر از همه، امکان ذخیره‌ی آن به عنوان سرمایه نیز وجود داشت.

 

صدور حواله به جای سکه

با گذشت زمان، پول فلزی جای خود را درمیان تبادل‌های تجاری روزانه مردم یا حتی تجارت بین کشورها باز کرد و زمینه پیدایش حرفه‌ی صرافی را به‌وجود آورد.وظیفه‌ی صراف‌ها، واسطه‌‍‌گری بین تجار داخلی و خارجی کشورها بود.

در واقع توسعه صادرات و واردات و همچنین پیدایش پول کاغذی در کشورها مرهون گسترش فعالیت صراف‌ها بوده است.

داستان از این قرار بود که صراف‌ها به ازای مسکوکاتی که از مشتریان خود دریافت می‌کردند، رسیدی را به اعتبار خود به مشتریان تحویل می‌دادند.

نگهداری و حمل و نقل سکه‌ها توسط بازرگانان و تاجران، سختی و خطرهای بسیار زیادی را با خود به همراه داشت. به عنوان مثال، بسیاری از تجاری که با کشورهای عربی مشغول تجارت بوده‌اند، مورد هجوم راهزنان قرار می‌گرفتند. در نتیجه بخش زیادی از سرمایشان از بین می‌رفت.

نحوه فعالیت صراف‌ها بدین صورت بود که به ازای سکه‌های دریافتی از مشتری‌ها، رسیدی به‌عنوان برگ اعتبار به آن‌ها تحویل می‌دادند. این رسیدها به‌صورت دست‌به‌دست در میان مردم تبادل می‌شد که در عمل، نوعی واسطه‌گری مسکوکات بوده است.

همین رویه بود که باعث شد تولید پول کاغذی یا اصطلاحا اسکناس، پایه‌گذاری شود. همچنین در بدو خلق پول کاغذی، رابطه مستقیمی بین ارزش اسکناس‌ها و طلا و نقره برقرار شد.

 

پیدایش پول کاغذی

با فراگیری صدور حواله، وظیفه صدور سند از صراف‌ها به عهده حکومت مرکزی و همچنین حواله‌ی کاغذی با تغییر اسم و شکل، به پول کاغذی تبدیل شد. البته این شکل از پول، خود نیز به صور متفاوتی مورد استفاده قرار می‌گرفت.

جایگزینی پول کاغذی به جای سکه، زمان زیادی به طول انجامید. به عنوان مثال، چینی‌ها به دلیل کمبود طلا و فلزات در اواسط قرن دهم میلادی چیزی شبیه به اسکناس ابداع کردند و نام آن را “چاو” گذاشتند، که در دیگر نقاط جهان آن را بی ارزش می شمردند. این یک نمونه از مشکلاتی است که مردم در زمان رواج پول کاغذی، با آن دست و پنجه نرم می‌کردند.

جالب این است که بدانید بعد از چین، اروپا دومین منطقه‌ای بود که از  پول کاغذی برای مبادلات تجاری خود استفاده کرد و سپس سایر کشورها به استفاده از پول کاغذی روی آوردند و این پول جدید به عنوان معیاری برای مبادلات اقتصادی و تجاری تبدیل شد و کم‌کم در سرتاسر جهان گسترش یافت.

هوش مالی یا هوش اقتصادی یا به عبارتی شم اقتصادی یکی از مفاهیمی است که اگر چه معنایی نزدیک به سواد مالی دارد ولی با آن متفاوت است. در این مطلب ضمن تعریف هوش مالی به تفاوت های این دو مفهوم می پردازیم.

 

هوش مالی چیست و چه نسبتی با سواد مالی دارد؟

هوش مالی به معنای جمع آوری اطلاعات در خصوص مسائل مالی یک موضوع مشخص است که با هدف درک طبیعت و قابلیت های آن موضوع و پیش بینی نتایج آن به کار می رود.

در واقع اگر سواد مالی را الفبای مسائل مالی بدانیم، هوش مالی شامل محاسبات ریاضی پیچیده تر است.
به عبارتی الفبا را می توان معادل ابر و ریاضیات پیچیده و محاسبات پیشرفته هوش مالی را باران دانست.
اگر ابری وجود نداشته باشد،‌بارانی هم در کار نیست.
به همین ترتیب اگر شما با سواد مالی آشنایی نداشته باشید نمی توانید از مزایای هوش مالی برای گرفتن بهترین تصمیمات و رسیدن به بهترین نتایج مالی استفاده کنید.

هوش مالی در نگاه رابرت کیوساکی

رابرت کیوساکی در کتاب پدر پولدار- پدر بی پول، داشتن هوش مالی را یکی از مولفه های افراد ثروتمند معرفی می کند. کیوساکی در این کتاب هوش مالی را اینگونه تعریف می کند:

هوش مالی عبارت است از مجموعه تشخیص، تصمیم و اقداماتی که یک فرد در جهت مدیریت مالی زندگی خود و کسب و کارش بکار می گیرد.

 

تقسیم بندی هوش مالی از نگاه رابرت کیوساکی

رابرت کیوساکی هوش مالی را در ۵ جنبه بیان می کند:

  1. کسب پول بیشتر
  2. حفاظت از پول
  3. بودجه بندی و برنامه ریزی برای پول
  4. اهرم کردن پول
  5. ارتقا آگاهی مالی

 

در واقع هوش مالی شاخصی است که نشان می دهد شما با پول چگونه رفتار می کنید. داشتن هوش مالی بالا لزوما به این معنی نیست که شما در سرمایه گذاری های تان فوق العاده عمل می کنید یا پیش بینی نمی کند که شما به عنوان یک میلیونر بازنشسته می شوید. معنی داشتن هوش مالی بالا این است که شما می توانید پول را مسئولانه مدیریت کنید. تصمیمات پولی هوشمندانه ای بگیرید و هزینه و پس اندازتان مطابق برنامه باشد.

 

چطور باید هوش مالی تان را تقویت کنید؟

افزایش هوش مالی یک فرآيند تدریجی است و در یک چشم بهم زدن اتفاق نمی افتد بلکه با ایجاد، استمرار و پایبندی اتفاق می افتد.  در این قسمت ۷ عادتی که برای تقویت هوش مالی، باید در خودتان تقویت کنید را به نقل از وبسایت نابغه سیاستگذاری به شما معرفی خواهیم کرد:

۱. در مورد مسائل مالی شخصی مطالعه کنید

خواندن کتاب هایی مثل پدر پولدار-پدر بی پول اثر رابرت کیوساکی، میلیونر خودکار اثر دیوید باخ و دوباره سازی کامل پول اثر دیو رمزی می تواند قدم موثری در این مسیر باشد. متناسب با اهداف مالی تان کتاب هایی را انتخاب کنید و آنها را طالعه کنید.

۲. میزان ارزش خالص تان را دنبال کنید

اگر تمرکز شما صرفا برمقدار درآمدتان باشد، ممکن است فکر کنید درحال ثروتمند شدن هستید در حالی که واقعا اینگونه نیست. اگر امسال از سال پیش پول بیشتری در آوردید، ولی همه آن پول را مصرف کنید باعث ثروتمندتر شدن شما نمی شود.
دنبال کردن ارزش خالص، عبارتی که به معنی دارایی های شما منهای بدهی های شماست، درآمد شما را در معرض دید قرار می دهد. این کار به شما کمک می کند ببینید چطور بدهی های شما چطور در طول زمان تغییر می کنند و چطور پول تان را پس انداز می کنید. شما می توانید این کار را به صورت دستی انجام دهید و یا از اپلیکیشن های موجود برای این کار استفاده کنید.

۳. هزینه های تان را دنبال کنید

اگر آماده یک بیداری مالی هستید، شروع کنید و هزینه های تان را برای مدتی دنبال کنید. این عادت کمی زحمت عملی دارد ولی به شما نشان می دهد که پول تان در کجا مصرف می شود. شما می توانید خریدهای تان را به صورت دستی ثبت یا از نرم افزارهای به خصوصی برای این کار استفاده کنید.
انجام این کار باعث می شود بدانید که در واقع چقدر برای مسائلی همچون غذا، تفریح و سایر موارد هزینه ها مصرف کرده اید.

۴. با یک مشاور مالی/مالیاتی ملاقات کنید.

در شرایطی که شرایط مالی شما پیچیده تر می شود، ملاقات با یک مشاور مالی به شما کمک کند تا بتوانید سرمایه گذاری های بهتری انجام دهید و استراتژی های بهتری برای شرایط مبهم موجود در پیش بگیرید.
گفتگو با یک مشاور مالیاتی نیز به شما کمک می کند آنچه در انتظار شماست را بهتر بدانید و تصمیمات بهتری اتخاذ کنید.

۵. بر روی خود سرمایه گذاری کنید

برای شرکت در دوره های آموزشی و آموختن مهارت های جدید روی خودتان سرمایه گذاری کنید. ممکن است بخواهید یک مدرک جدید بگیرید تا بتوانید درآمد بالاتر و شغل بهتری پیدا کنید. گاهی اوقات بهترین سرمایه گذاری، گذاشتن پول در سهام یا اوراق قرضه نیست بلکه سرمایه گذاری روی توسعه شخصی خود می‌باشد.

۶. شبکه سازی

با ایجاد ارتباطات و شبکه سازی با افرادی که در حوزه تخصصی شما فعالیت می کنند، نبض صنعت تان را در دست بگیرید و با افراد ارزشمند ارتباط برقرار کنید. شاید هرگز نتوانید پیش بینی کنید که یک ارتباط جدید چه زمانی می تواند به یک چشم انداز جدید شغلی یا یک شراکت جدید منجر شود.

۷. روی چیزهایی متمرکز شوید که می توانید کنترل کنید.

گاهی اوقات زندگی غیرقابل مدیریت و غیرقابل پیش بینی می شود. حتی اگر همه کارهایی که می توانید با پول بکنید را یاد بگیرید نمی توانید همه رویدادهای بازار سهام یا قیمت طلا و ارز و مسکن را کنترل کنید. تمرکزتان را روی چیزهایی بگذارید که می توانید کنترل پذیر هستند.

 

آموزش سواد مالی به کودکان

با پیشرفت تکنولوژی و تنوع انتخابهایی که افراد با آن مواجه هستند ضرورت داشتن سواد مالی بسیار بیشتر ازپیش احساس می شود. پدر و مادرهایی که این تغییرات را احساس کرده باشند مطمئنا دغدغه‌های بیشتری نسبت به قبل خواهند داشت. آنها به دنبال راههایی هستند که بتوانند فرزند خود را برای مواجهه با دنیای پیش رو آماده کنند و در حقیقت می‌کوشند که فرزند توانمندی را پرورش دهند. چون می‌دانند که فرزند شش ساله آنها باید برای آینده  آماده شود و مهارتهای مورد نیاز بیست سال دیگر را یاد بگیرد.

برای شروع باید توجه داشت که به عنوان مربی به رفتارهای خود آگاه باشیم و ابتدا خود به یادگیری سواد مالی بپردازیم. پدر و مادری که با این دانش آشنایی نداشته باشند نمی‌توانند راهنمای خوبی برای فرزندان خود باشند. چون ناخودآگاه آموزشهایی را به فرزند خود انتقال می‌دهند که ممکن است پایه علمی نداشته باشد و بچه‌ها را دچار گمراهی کند. برای اینکه بتوانیم در این حوزه بهتر عمل کنیم می‌توانیم از متخصصان کمک بگیریم.

گاهی تصور می‌کنیم برای آموزش حتما باید لحظات خاص و کلاس، دفتر و مداد فراهم باشد. درصورتیکه این گونه نیست آموزش می‌تواند هر لحظه و هر جا اتفاق بیفتد. باید از تمام لحظاتی که با فرزند هستیم استفاده و آنها را تبدیل به فرصتی آموزشی  کنیم. به عنوان مثال

هنگامی که به سوپر مارکت می‌رویم اجازه دهیم فرزند شش ساله ما پول را پرداخت کند. علاوه برموارد گفته شده دراین راه باید به بچه‌ها اجازه تصمیم گیری و همچنین آزمون و خطا بدهیم و دست از کنترل گری برداریم. در حقیقت در کنار آنها مانند راهنما عمل کنیم و هرگز اجازه ندهیم کسی آنها را قضاوت کند.

مورد دیگری که در این راه باید به آن توجه داشت این است که تمام تلاش خود را در جهت شناسایی استعدادهای آنها بکارببریم تا بتوانند از آنها در جهت رشد خود استفاده کنند و زندگی خوبی را برای خود بسازند.

می‌توانیم علاوه بر آموزشی که در منزل برای کودکان در نظر می‌گیریم از دوره‌های آموزشی که در این حوزه طراحی شده است بهره ببریم. سوادمالی شامل گامهای متعددی است که بچه‌ها در کنار خانواده‌ها باید با آنها آشنا شوند و از آنها در جهت پیشرفت خود استفاده کنند. اطلاعات بیشتر در مورد دوره‌های سواد مالی

سواد مالی چیست و چرا اهمیت دارد؟

در زندگی روزمره همه ما با مسائل مالی مختلفی مواجه هستیم و باید در مقابل هر یک از این مسائل تصمیماتی را بگیریم که بر کیفیت زندگی حال و آینده ما اثر دارد.

  • مسائلی از این قبیل که پول خود را در کجا نگه دارم که ارزش آن در طول زمان حفظ شود؟
  • درآمد محدودم را چگونه به خواسته‌های نامحدود اختصاص دهم که بیشترین استفاده را ببرم؟
  • چگونه برای رسیدن به اهدافم برنامه‌ریزی کنم؟
  • چگونه درآمد و هزینه‌های خود را مدیریت کنم که بتوانم پس انداز داشته باشم؟
  • چگونه هزینه‌های خود را مدیریت کنم؟
  • بعد از سالها تلاش توانسته‌ام مقداری پول پس انداز کنم این پس انداز را دربانک بگذارم یا اینکه در بورس، طلا، مسکن سرمایه گذاری کنم؟

برای پاسخ به همه این سوالات و بسیاری از سوالات دیگر فرد نیاز به دانش سواد مالی دارد. در ادامه قصد دارم شما را با مفهوم سواد مالی آشنا کنم و به شما توضیح خواهم داد که چرا دانستن سواد مالی در قرن ۲۱ ام برای همه ضرورت دارد.

 

تعریف سواد مالی: سواد مالی یعنی چه؟

برای سواد مالی تاکنون تعاریف متعددی ارائه شده است ازجمله :

سواد مالی از دیدگاه سایت Investopedia:

سواد مالی توانایی فهم و اعمال موثر گستره‌ای از مهارت‌های مالی است. مهم ترین مهارت‌های مالی فرد با سواد مالی عبارتند از: مدیریت مالی شخصی، بودجه ریزی و سرمایه گذاری. سواد مالی به افراد کمک می‌کند بتوانند از لحاظ مالی به استقلال برسند و به پایداری اقتصادی دست یابند.

سواد مالی از نقطه نظر  OECD:

OECD سازمان توسعه و همکاری اقتصادی است که تابه حال تعاریف متعددی از سواد مالی ارائه کرده است این سازمان سواد مالی را ترکیبی از آگاهی، دانش، مهارت‌ها، گرایش و رفتارهای مالی لازم برای تصمیم گیری صحیح مالی و سرانجام، دست‌یابی به وضعیت مساعد مالی فردی می‌داند.

 

فرد توانمند از نقطه نظر سواد مالی

داشتن سوادمالی به شما کمک می‌کند بتوانید توانمندی ها و مهارت های تان را در مواجهه با موقعیت های متعددی تقویت کنید. فرد توانمند از لحاظ سواد مالی بینش جدیدی نسبت به رفتار و عملکرد خود پیدا می کند. در ادامه ویژگی افراد دارای سواد مالی را از ۶ حوزه اصلی سواد مالی، بررسی می کنیم.

۱- کسب درآمد

  •  توانمندی های خود را می‌شناسد و آنها را در راستای کسب درآمد هدایت کند.
  • می‌تواند توانمندی های خود را به دیگران ارائه دهد.
  • می‌تواند گزینه‌های مختلف شغلی را بررسی و مقایسه کند و بهترین گزینه را برگزیند.
  • ارزش واقعی خدماتی که به سایرین ارائه می‌دهد و محصولاتی که تولید می‌کند را می‌شناسد.
  • با اصول مالیات و ضرورت پرداخت آن آشناست.
  • فرق بین درآمد خالص و ناخالص را می داند.

۲- خرج کردن

  •  احساسات خود را می‌شناسد و توانایی مدیریت خرید را دارد.
  • تفکیک بین خواسته و نیاز: خواسته‌ها و نیازهایش را می‌شناسد و می‌تواند بین این موارد اولویت گذاری کند.
  • در موقعیت‌های مورد نیاز برای مذاکره، توانایی چانه‌زنی دارد و می‌تواند با هزینه کمتری آنچه نیاز دارد را بخرد.
  • می‌تواند منابع خود را از جمله پول و سرمایه‌های غیرنقدی را بشناسد و محدودیت آن را درک کند تا بتواند بهترین تصمیم گیری را برای صرف این منابع داشته باشد.

۳- مدیریت پول

  • می‌تواند بین درآمد و هزینه‌های خود تعادل برقرار کند و برای خود بودجه‌ریزی داشته باشد.
  • روشهای هدف گذاری را می‌داند و می‌تواند برای رسیدن به اهداف خود برنامه‌ریزی کند.
  •  روشهای تصمیم گیری را می‌شناسد و می‌تواند از آنها استفاده کند تا مناسب‌ترین انتخاب را انجام دهد.

۴- پس انداز و سرمایه‌گذاری

  • می‌داند ضرورت پس انداز چیست و چرا باید پس انداز داشته باشد.
  •  می‌تواند صبر کند و خواسته‌های خود را به تعویق بیندازد.
  • با کارکرد بانک آشناست و می‌تواند ارزیابی و مقایسه مناسبی از بانک های مختلف داشته باشد.
  •  گزینه‌های مختلف نگهداری پول را می‌شناسد و می‌تواند بهترین گزینه را انتخاب کند.
  • با خدمات مختلف بانکها مانند چک و قوانین آن آشناست.
  • می داند ارزش پول با توجه به تورم در طول زمان کاهش میابد و برای حفظ این ارزش به دنبال گزینه های مناسب می گردد.
  • می‌تواند ریسکهای مختلف را شناسایی و گزینه‌ با ریسک کمتر را انتخاب کند.

۵ -مدیریت ریسک و بیمه

  • هنگام برنامه‌ریزی مالی می‎‌داند که علاوه بر توجه به افزایش پول باید برای محافظت از آن نیز تدابیری بیندیشد.
  • می‌تواند ریسکهای مختلف را شناسایی کند و به دنبال راههایی برای کاهش آنهاست.
  • انواع بیمه را می‌شناسد و توانایی شناخت بیمه مناسب برای خود را دارد.

 

۶-مدیریت اعتبار و بدهی‌ها

  • توانایی تشخیص منافع و مضرات استفاده از بدهی را دارد.
  • اهمیت اعتماد سازی را می‌داند و در راستای آن تلاش می‌کند.
  • درک مناسبی از اثرات عدم پرداخت به موقع بدهی دارد.
  • می‌داند که استفاده از بدهی همراه با هزینه است و او توانایی محاسبه هزینه این بدهی را دارد.

 

تاریخچه سواد مالی

از اواسط قرن بیستم با توجه به تغییراتی که در مشاغل بوجود آمد مردم مسئولیت بیشتری در رابطه با برنامه پس انداز، بازنشستگی و سرمایه گذاری احساس کردند علاوه بر آن پیچیدگی‌های اقتصادی نیز باعث شد افراد در هنگام خرید، بودجه ریزی و پس انداز برای بازنشستگی نیاز به تصمیم‌گیری‌های مالی جامع‌ تر و آگاهانه‌تر را احساس کنند و به دنبال راههایی برای دستیابی به اطلاعات مناسب باشند. به همین منظور در اواخر قرن بیستم مرکز ملی آموزش اقتصاد شروع به طراحی استانداردهایی برای  آموزش مفاهیم مالی کرد و به دنبال آن در سال ۱۹۹۵ ائتلاف جامپ استارت تشکیل شد کار این ائتلاف طراحی این استانداردها در مدارس تعریف شده بود.

در سال ۲۰۰۰ این ائتلاف به منظور اینکه براهمیت آموزش سواد مالی تاکید کند و رفتارهای مالی سالم را در امریکا نشر دهد ماه آوریل را به عنوان ماه جوانان برای سواد مالی تعیین کرد، به دنبال آن در سال  ۲۰۰۴  توسط سنای امریکا این ماه به عنوان ماه ملی سواد مالی  اعلام شد.

کشورهای دیگر نیز با دیدن اثرات سواد مالی پایین و تصمیم‌گیریهای اشتباه مردم به تکاپو افتادند که اقداماتی در جهت ارتقا این دانش در سطح کشور  انجام دهند. البته لزوم داشتن سواد مالی و اجرای آن پس از بحران مالی سال  ۲۰۰۸ بیشتر خود را نشان داد و تصمیم گیرندگان به این نتیجه رسیدند که با داشتن سواد مالی و ارتقا آن اقتصاد کشور در مقابل بسیاری از بحرانها مقاوم خواهد شد به همین منظور به دنبال افزایش سطح این دانش در کشور خود رفتند و در حال حاضر در ۴۵ کشور دنیا این آموزشها در حال طراحی و اجرایی شدن است.

 

 

چرا سواد مالی مهم است؟

اهمیت سواد مالی به این دلیل است که ما را با مفاهیم پایه مالی آشنا می‌کند تا بتوانیم در زندگی واقعی تصمیمات آگاهانه‌ای بگیریم. با این دانش می‌توانیم بهتر پول خود را مدیریت کنیم، تصمیمات آگاهانه‌تری بگیریم و عادت سالم خرج کردن و بودجه ریزی را که در طول زمان منجر به رفاه مالی می‌شود را نگه داریم، زمانی اهمیت این دانش برای ما بیشتر می شود که با چالشهای مختلف مالی مواجه می‌شویم. وقتی می‌گوییم فردی از نظر مالی با سواد است، منظور این است که درکی از مفاهیم مالی ضروری دارد.

سواد مالی برای چه کسانی بیشتر اهمیت دارد؟

برخی از افراد تصور می کنند سواد مالی تنها مربوط به قشر خاصی می شود مثلا تصور بر این است که افرادی که فقیر هستند و از طبقات پایین اجتماع هستند به این دانش بیشتر نیاز دارند. در صورتیکه هر کدام از ما با هر مقدار درآمد دارای خواسته‌هایی هستیم که نامحدود هستند و هماهنگ کردن این خواسته‌ها با منابعی که در دست داریم از دغدغه‌های هر روز ماست و باید تصمیم گیری کنیم و از میان گزینه های مختلف یکی را انتخاب کنیم. مثلا اینکه من این مقدار منبعی(پول، زمان و…) که دارم را به کدام یک از خواسته‌هایم اختصاص دهم؟ چگونه به اهداف مالی که دارم برسم؟ یا چگونه ثروتی که والدینم برای من به ارث گذاشته‌اند را مدیریت کنم که به صفر نرسد؟ چگونه به فرزندم آموزش دهم که متوجه شود پول خود را برای وسایل با ارزش صرف کند؟ و هزاران سوال دیگر که نشان می دهد سواد مالی برای تمام افراد جامعه مورد نیاز است و به مسائل هرروزه زندگی ما مرتبط می شود پس به قشر خاصی مربوط نمی شود و لازم است که همه با سواد مالی آشنا شویم.

چطور سواد مالی‌مان را تقویت کنیم؟

اگر سواد مالی اینقدر دارای اهمیت است چرا تابحال کسی در مورد آن به ما آموزشی نداده است؟ اگر به زندگی والدین خود نگاه کنیم می‌بینیم که بسیاری از آنها دانش مالی ر ا از والدین و همینطور تجربه به دست آورده‌اند. باید توجه داشته باشیم الان با دنیای پیچیده‌ای که در پیش رو داریم و هر روز با ابزارهای مالی جدیدی که مواجه می‌شویم دیگر نمی‌توانیم از روشی که قبلا والدین ما می‌رفتند استفاده کنیم به همین دلیل یادگیری سواد مالی و بالا بردن اطلاعات خود در این حوزه درحال حاضر دارای اهمیت بسیار است.

برای بالا بردن دانش سواد مالی باید مدام مطالعه کنیم و از نوشته های افراد پیشکسوت بهره ببریم، علاوه براین می توانیم در کلاسهای آموزشی که در این حوزه هست شرکت کنیم و از آنها برای ارتقای سواد خود کمک بگیریم.

برای بالابردن اطلاعات بچه‌ها در این زمینه از مدارس بخواهیم که دانش روز دنیا را در برنامه درسی بچه‌ها بگنجانند و به آنها مهارتهایی که برای زندگی امروز و آینده نیاز است را اموزش دهند. مدام با آنها در مورد مسائل اقتصادی صحبت کنیم و آنها را در جریان اطلاعات قرار دهیم و نکته‌ای که باید به آن توجه کنیم این است که بچه‌ها مسائل را خیلی خوب متوجه می شوند پس آنها را جدی بگیریم و آینده آنها را مورد توجه قرار دهیم.